مهندسی فرهنگ عفاف
تمایز جنسیتی و حساسیت به آن
انسان، پیش از آن که زن و مرد باشد، انسان است. انسان در مرتبهی تشخص، در یکی از دو جنس زن و مرد، تعین مییابد. حفظ این تعین، به «عفت» است. عفت به معنای پاکدامنی و پرهیز از فساد و فحشاست. عفت، امری فطری است و هر انسان سالمی آن را باور دارد. دو وپژگی مهم عفیف، این است که «غیرت» و «حیا» دارد. انسان بیغیرت، عفیف نیست؛ بلکه بیحیاست. عفتِ انسان، دو مرکز حساس دارد: یکی مغز است و دیگری دل. برای مغز، «فکر» و آگاهی، و برای دل، «عشق» لازم است. د.
اگر ایندو کانون، دچار افراط و تفریط شود و فکر در شناخت خود، به جهل و ناآگاهی دچار شود و دل در عشق خود به خشکی یا افراط و آلودگی دچار شود، بیماری «حساسیت به جنسیت» پدید میآید. در برابر بیماری حساسیت، حالت تعادل و سلامت قرار دارد. ما این حالت را با عنوان «آزادمنشی و تقوا» میآوریم. آزادمنشی، راستای بلندی در اعتقاد و دیانت اسلام دارد. برای تحقق آزادمنشی باید استعدادها را گسترش داد و بینشها را بالا برد و از ممنوعیتها کاست؛ تا جایی که جامعه به جایی برسد که هر کاری را بر اساس «علم» و «اراده» انجام دهد. برای آنکه جامعه به این بلوغ برسد، باید ممنوعیتهای نامشروع و استبدادی در آن کاسته شود و «آزادی» طبیعی جامعه به آن داده شود. ترنمی از این بحث را در فصل پایانی این نوشته میآوریم.



