
شب جمعه اول ماه رجب را از آن جهت «لیلة الرغائب» شب آرزوها نامیدهاند که این شب از اهمیت و فضیلت زیادی برخوردار است و برای آن شب، اعمالی ذکر شده است که هر کس آن ها را بجا بیاورد، إنشاء الله حاجتهای او برآورده خواهد شد.
این شب از نظر شیعه یکی از شبهایی است که نزد خداوند از فضیلت خاصی برخوردار است و در روایات اهل بیت(ع) بر پاسداشت آن شب تأکید زیادی شده است، به عنوان مثال در روایتی از پیامبر اکرم(ص) در فضیلت این شب نقل شده است که حضرت فرمود: از شب جمعه اول ماه رجب غفلت نکنید، همانا آن شب شبی است که ملائکه آن شب را «لیلة الرغائب» مینامند و در آن شب وقتی یک سوم شب گذشت، هیچ ملکی در آسمان و زمین باقی نمیماند مگر اینکه در کعبه و حوالی آن جمع میشوند و خداوند خطاب به آنها میفرماید: ای ملائکههای من هر چه میخواهید از من بخواهید و ملائکه میگویند: ای خدای ما حاجت ما از تو این است که روزهگیرندگان ماه رجب را ببخشی و خداوند در جواب آنها میفرماید: این کار را انجام دادم
صوت عقلانی و بدیع ربوبی
پیش از این، از صوتهای عقلانی گفتیم. صوت و صدای عقلانی وصول و قرب حقی میآورد. انبیا و اولیای الهی در مقام دعا، مناجات و قرائت قرآن کریم و در نهایتِ وصول کمال، غایت عالی صوت را پیجو بودهاند که همان سماع صوتهای ربوبی است. به اعتقاد ما، زمان و مکان به اولیای الهی علیهمالسلام اجازه نداده است تا این غایت را بیان کنند و یا شاگردان مناسبی نیافتهاند تا آن را آموزش دهند. آنان نه فرصت زمانی آن را یافتند و نه فرصت موقعیتی آن را. کسی نیز از محضر این بزرگان درس نمیگرفت، جز اندکی که آنان هم به مشکلاتی مشابه مبتلا بودند. نمیتوان باور داشت که اسلام به موسیقی با هویت عقلانی که میشود برای آن ترسیم کرد، اهمیت نداده است! بلکه باید گفت: اولیای الهی فرصت آن را نیافتند که این امور و بسیاری از رازهای هستی را نمایان سازند. حضرت امیر مؤمنان علیهالسلام بر منبر ندای «سلونی» سر دادند و همگان را به شناخت زمین و آسمان دعوت کردند؛ ولی با پرسشهای تمسخرآمیز و کودکانه مواجه شدند. امام صادق علیهالسلام که زمانی شاگردانی یافت، حکومت چنان عرصه را بر آن حضرت تنگ نمود که ایشان مجبور شدند کمترین معارف را بیان کنند.
هر حرکتی که ایجاد صدا کند، دستگاه و نت دارد. حتی صدای گامها به هنگام قدم زدن نیز دستگاه، موسیقی و نت ویژهای دارد. هر صوت و صدا و هر تلنگر و اثری یک آهنگ و یک دستگاه دارد؛ خواه با صدا خوانده شود و یا با ابزار ایجاد گردد و هیچ صوتی بدون آهنگ نمیشود. حتی افتادن سنگی به داخل چاه دارای آوا و آهنگی است اما مهم این است که آن دستگاه کشف بشود. گنجشکی که جیک جیک آواز میخواند و کلاغی که قار قار میکند همه دارای آهنگی است. فلاسفه بخشی از صداها، صوتها، دستگاهها و نتهای موسیقی را کشف کردند؛ ولی بیشتر فقیهان، با انحراف حاکمیت سیاسی و به دلایلی که داشتند، فتوا به حرمت آن دادند و این حکم، مسیر کشف موسیقی را نیز بست. صداهای موزون و ملکوتیِ بسیاری در این عالم وجود دارد که هنوز کشف نشده است. با به دست آوردن آن صداها میتوان انسان را مسحور ساخت. نباید از صوت، بیگانه شد، بلکه باید نسبت به آن توجه بسیار داشت که صوت آثار فراوانی بر روح، روان و جسم آدمی دارد. باید همتی شود تا بیشترین دستگاههای موجود در طبیعت استخراج گردد و به نام مسلمین ثبت شود. هر دستگاهی که کشف شده ـ از جمله سهگاه، چارگاه، ماهور، افشاری، ابوعطا، حجاز و دیگر بخشهای آن ـ به همین صورت و به زحمات دهها نفر به دست آمده است، ولی دستگاه خلافت با بیراهه کشاندن دانش موسیقی مسیر کشف و توسعهی آن را حتی در زمان حاکمیت فرهنگ شیعی نیز به بنبست رسانده است.
موسیقی نماز
نماز دارای لحن است. ضرورت لحن حتی در قرائت نیز هست. «ولا الضالین» با مدّی که دارد، خود دستگاهی از دستگاههای موسیقی را میآفریند و مایهای از آن بیرون میآید که شکفتن لحن را به همراه دارد. «ولا الضآلین»، هر چهار گونهی مد صوت را دارد. در سورهی حمد مدهای بسیاری است؛ از این رو سختترین بخش نماز همان سورهی حمد است. خداوند میفرماید: « وَرَتِّلِ الْقُرْآَنَ تَرْتِیلاً» تا از صوت و صدا، بهترین استفاده شود و چنین نیست که صوت و صدا تنها در موارد گناه و لغو کاربرد داشته باشد؛ و این مورد مصداق آن مثل مشهور است که هیچ گاه به خاطر یک بینماز در مسجد را نمیبندند. صوت و صدا خوراک دل است، از این رو نمازی که بدون صوت و ترتیل و آهنگ مخصوص خوانده شود، به دل زنگار میدهد و آن را از این خوراک معنوی دور میسازد و استفاده از آن او را آزردهخاطر میسازد. نمازی که همچون زمزمهی یهود به هنگام خواندن تورات است نماز ایمانی اهل اسلام نیست و سفارش به ترتیل برای تحقق این امر مهم است. رعایت ترتیل نماز به انسان فراغت میدهد و سبب میشود به حضرت حق توجه نماید و دل به دلدار سپارد و دیدار یار را طلب نماید؛ ولی آن که نماز وی فصل تعقیب و گریز اوست و از هر ذکری میگریزد و رکوع را بر قیام و سجده را بر رکوع و تشهد و سلام را بر همه ترجیح میدهد تا زودتر از تکلیف و کلفت خویش فارغ شود و به کار سراسر غفلتآمیز روزانهی خویش برسد و ترتیل نماز را نادیده میگیرد، کجا میتواند دل و دلدار را به هم رساند و نماز عاشقانهی بانغمه و ترنم خواند و روی یار را طلبد!
نماز دارای موسیقی و لحن است. اگر کسی معنای نماز را نداند، با قرائت درست آن، اثر موسیقایی نماز را دریافت میکند. اگر شخص نماز را به درستی قرائت کند، دستگاه گوارش او تنظیم و موزون میشود و همانند خوردن اناری که خون را صاف میکند، نماز نیز مزاج، خون و اعصاب و روح و روان را صاف میکند و آن را صیقل میدهد. قرائت نماز با طمأنینه، برای رفع ناراحتیهای اعصاب بسیار مؤثر است. همانطور که تنظیم برق و کاربراتور ماشین موجب تنظیم موتور و دود نکردن آن میشود، خواندن نماز نیز این پیآمد را دارد که انسان با خود درگیر نشود و به خود ایراد نگیرد. در روایات است: «صوموا تصحّوا»، این امر ویژهی روزه نیست و خواندن نماز نیز سلامتی میآورد. کسی که قرآن کریم و نماز را با آهنگ و به ترتیل و با ریتم و توجه میخواند: « وَرَتِّلِ الْقُرْآَنَ تَرْتِیلاً»، سلامتی به او دست میدهد و هیچ گاه دچار قبض، گرفتگی، ناراحتی و ضعف اعصاب نمیشود. کسی که نماز میخواند، اما آن را ریتمیک و باتوجه نمیآورد، از برخی آثار موسیقایی آن محروم میگردد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «صلّوا کما رأیتمونی أصلّی»؛ همانگونه که من نماز میگزارم نماز بخوانید، یعنی نماز را با همان آهنگ و لحن و زبان من بیاورید و به زبانی جز زبان قرآن کریم، نماز نخوانید تا از اثرات زبانی آن بهرهمند شوید؛ چرا که نماز و قرآن کریم در صورتی مؤثر واقع میشود که حالت و آهنگ خود را داشته باشد؛ حتی اگر معنای آن فهمیده نشود. قرآن کریم و نماز از صاحبان خرد است و خود اثر خود را میگذارد. غفلت از صوت و صدا و بهره نبردن از آن در مسیر معنویات، سبب پریشانی و ضعف اعصاب میگردد. اگر نمازگزاران خواندن نماز را اسقاط تکلیفی بر دوش خود نمیدیدند و ترتیل و آهنگ آن را پاس میداشتند، آنگاه بود که امام جماعتی را میپسندیدند و به او اقتدا میکردند که نماز خویش را کمی طول دهد؛ ولی چون آن حال و هوا نیست و یا کمتر پیدا میشود، آن مأمومان نیز کمتر دیده میشوند.